فروردين
نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم
از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است . بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش
از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده
از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد.
از زندگي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم كه زخم خورده هزاران حرف شده هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما
نمي دانم ...
اما امروز سوگندياد مي كنم كه مثل آنها نشوم . خیلی بی معرفتی هرگز نمی بخشمت....
سلام عزیزان دیدم خیلی وقته براتون جوک نزاشتم گفتم الان وقتشه..............
يه دختر 7 ساله از معلم کلاس ميپرسه : خانم معلم يه دختر 20 ساله بچه دار ميشه ؟ معلم ميگه : بله ، ميپرسه يه دختر 18 ساله چي ؟ معلم ميگه : بله ،باز ميپرسه يه دختر 9 ساله چي ؟ معلم ميگه بله در قديم پيش مي آمد ، ميگه يه دختر 7 ساله چطور ؟ معلم ميگه نه امکان نداره ! يه دفعه پسر همکلاسيش ميگه ديدي بهت گفتم مشکلي پيش نمياد!!!!!
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد
فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد
امروز چهار شنبه ست . حالا برای غافلگیر کردن اموات صلوات
بچه ترکه ازباباش می پرسه:بابا گوزم روزه روباطل میکنه؟! باباش میگه:اگرازش لذت ببری آره
رشتيه زنشوميفرسته تهران، زنه كه برميگرده حامله بوده، بعداززايمان اسم بچه روميزارن: هديه تهراني
دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
يارو ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. يارو ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم
قزوينيه دست بابا بزرگشو مي گيره مي بره مهد كودك ، مي گه آقا اينو واسم خورد كنين!!!
يارو مي خواسته بره سر قبر ، گل پيدا نمي كنه بخره ، 2 تا كمپوت مي خره مي بره
به ميمنت دستيابي به فناوري هسته اي سجده شكر بجا آوريد (شهرداري قزوين )
اون چیه که مرداازجلو میدن و زنها از عقب ؟به نتیجه نرسیدی؟خوب معلومه بلیط اتوبوسه !!!
یه روز یه خره لنز میزنه، میره توجنگل. همه حیوونانیگاش میکردن میگه:چیه!تاحالا آهو ندیدین!!!!
اگه گفتين اون چيه که سيخش مي کنن و سرشو خيس مي کنن و مي کننش تو سوراخ؟
...... ...... ...... ...... ..... .... .. .. .. .. .. . . . . . . . . . . .
افکارتون خيلي خرابه
جواب: نخ و سوزن