نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم
از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است . بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش
از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده
از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد.
از زندگي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم كه زخم خورده هزاران حرف شده هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما
نمي دانم ...
اما امروز سوگندياد مي كنم كه مثل آنها نشوم . خیلی بی معرفتی هرگز نمی بخشمت....
سلام عزیزان میلاد با سعادت مولود کعبه مولایمان حضرت علی (ع) بر همه مسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد
امروز دلم از خیلی چیزها گرفته ؛ نمیدونم چرا دنیا اینقدر بی وفاست
بیخیال اینم شعر این پست نظر یادتون نره
تنهایی بگو چگونه اسمت را بنویسم؟ وقتی اشک نمی گذارد
اسمت را به همراه ستاره می نویسم چون مرا به یاد شبهای تارعشق می اندازد
بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقی را؟

تقدیم به عزیزترین فرد در زندگیم
دوست دارم عزیزم
در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ...
و تنها عشق مرا رها مي کند ...
و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ...
پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که
بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم ....
مرا به طلوعي ديگر برسان ....
سلام عزيزان ببخشيد كه يك چند روزي نبودم مشكلي برام پيدا شده بود امروز ميخوام يك شعر زيبا براي شما بزارم كه تقديم مي كنم به همه عاشقان روي زمين مخصوصا عشق خودم كه خيلي دوسش دارم
نظر يادتون نره
جالبه شبي خواب ديدم با خدا کنار ساحل قدم مي زنم ، رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود،وقتي برگشتمو به گذشته نگاه کردم،ديدم در مواقع سختي تنها يک رد پا کنار ساحل است،پس به خدا گله کردم و گفتم: خدايا چرا در مواقع سختي مارا تنها گذاشتي،خدا لبخندي زد گفت:در اون مواقع تو بر دوش من بودي.....
هنوز در جاده انتظار نشسته وچشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام.
هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم
باز در انتظارم که بیایی
بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند
دوست داشتن مثل سیمان خیس می مونه. هر قدر یشتر روش وایسی، جدا شدنت ازش سخت تره و ممکنه جای پاهات برای همیشه روش بمونه..... جای یه جفت پا رو سیمان وجودم نشسته که هیچ جوری نمی تونم محوش کنم. دلم بد جور گرفته
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود و احساسم ميگويد که قلب تو همان قلب است![]()
باز هم امشب زیر لب صدایت می کنم
اشک میریزم دو چشمم را فدایت میکنم
در نگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام
هر چه میخواهی بگو من هم دعایت میکنم
خسته ای طاقت نداری رهایت میکنم
طاقت اشکت ندارم پس رهایت میکنم
رفته ای من مانده ام در انتهای عشق تو
رفته ام قربان عکست جان به پایت میکنم
سلام عزیزان اینم یک شعر زیبا برای شما خوبان
دلت را خانه ما كن ، مصفا كردنش يا من به ما درد دل افشا كن مداواكردنش با من
اگر گم كردي اي دل كليد استجابت را بيا و يك لحظه با ما باش پيدا كردنش با من
بياور ذره اي اخلاص كه من هستم خريدارش بيفشان قطره اشكي دريا كردنش با من
اگر درها به رويت بسته شد دل برمكن بازآ در اين خانه دق الباب كن واكردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت مي كنم آني طلب كن آنچه خواهي مهيا كردنش با من
بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حاجت را بياور نيك و بد را جمع، منها كردنش با من
چون خوردي روزي امروز ماراشكرنعمت كن غم فردا را مخور تاًمين فردا كردنش با من
به قرآن آيه رحمت فراوانيست اي انسان بخوان اين آيه را تفسير و معنا كردنش با من
اگر عمري گنه كردي مشو نوميد از رحمت تو نام توبه را بنويس امضا كردنش با من
سلام عزیزان این شعر یکی از بهترین شعرای دنیاست من
که خیلی باهاش حال می کنم تا بد . نظر یادتون نره...
به نام خدا مفتح دربهای بسته است
بر قفل سینه ها کلید خجسته است
زکویت می روم اما بر دل شوری اگر دارم زرنج دوریت هر دم دلی دیوانه تر دارم .
زکویت می روم اما ندارم طاقت دوری تو کی دانی که در این دل چه عشق پر شوری دارم .
زکویت می روم اما برای دیدن رویت به سوی خانه ات هر دم دلی دیوانه تر دارم .
زکویت می روم اما بیا پروانه من باش که چون شمعی کنار تو شبی را تا سحر دارم .
زکویت می روم امانمی دانم چه خواهدشدسرانجام غم هجران که چون کوهی برسردارم .
زکویت می روم اما یقین دارم که نتوانم جدا از روی زیبایت دل از مهر تو بردارم .
زکویت می روم اما که جان در تنم باشد به سوی تو نظر دارم .
زکویت می روم اما به دستت دل امانت بود بده جانا امانت را که من عزم سفر دارم .
![]()
دوست دارم عزیزم ![]()
El…
توي كتاب خواندم سيگار بده نكشيدم .توي كتاب خواندم مشروب بده نخوردم.توي كتاب خواندم دوست دختر بده ديگه كتاب نخواندم!!!!!.
رفتم پيش يك پيشي گفتم زن من مي شي ، گفت پرو نمي شي ؟ گفتم مثل پيشي گم ميشي پيدا نميشي گفتش : چه قدر سريشي گفتم اگه زن من شي ، از دستم راهت ميشي !!!
دوري عشق را شدت ميبخشد و نزديكي قوت
پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست
عشق همان پروانه اي است كه اگر سفت بگيري له ميشه واگر سست بگيري مي گريزد
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است
چه زيباست وقتي نگاهي نگاهي را مي طلبد و به خنده قلبي را به تپش در مي اورد و حرکت چشمي محبت را پيام مي دهد و خون را در رگهاي عاشق به حرکت در مياورد و پيام رفاقت را به قلب ميرساند
من تورو سرچ كردم بعد تورو دانلود كردم توي فولدر دلم جات دادم براي تو آنتي ويروس نگذاشتم ولي تو مثل ويروس دلمو خوردي منو از كار انداختي تا مجبور شم خودمو فرمت كنم
گراميترين و زيبا ترين در جهان،نه ديده ميشوند و نه لمس مي شوند.آنها را بايد تنها در دل لمس کرد
سلام دوستان عزیز امروز به درخواست چند دوست خوب که دلشون پره می خوام چند تا شعر که خودشون خواستن بزارم امید وارم خوشتون بیاد راستی برای خبر کردن و گروه درست کردن به عضویتتون تو وبلاگ نیاز دارم اگه خواستین کمک کنید عضو شوید ممنون میشم امیدوارم همیشه خوش و خرم باشین و کسی دل گرفته و پر نداشته باشه.
خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا كن
عاشق كسي باش كه به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد وخرمی عشق از بین نرود
هزار دفعه درغ گفتی هزار بار باورت کردم به رویتو نیاوردم بازم تا ج سرت کردم یکی داری هزار سودا یک روز اینجا یک روز اونجا خودت حتی نمی دونی چه میخوای توی این دنیا توی قلب ساده من گل باور نکاشتی برای این دل عاشق جای اشتی نگاشتی...!
قصه از کجا شروع شد از chat و mail شبونه اگهon-line توبموني يا نموني تو واسم هنوز هموني که برام عزيزتريني
از pm دادن تو room و از سلام عاشقونه
on شدم به مهربوني
که بگم با تو مي چتم
تا بگم بموني on-line
از friend ليست قشنگم
باز off هاي عاشقونه
email هاي بي نشونه
اين yahoo
کاشکي همينجوري بمونه
عشق تو براي قلبم
اولين و آخرينه
تويي تنها همزبونم
که هميشه نازنيني
اگه off-line
...انگيزتراز آبي آسمون و عميق تر از سياست رنگين کمون،پا گذاشتي تو زندگيم! چقدر تعجب کردم وقتي دست به دستم دادي.بدون اينکه از فرداي نامعلوم روياي اقاقيا واهمه داشته باشي . همون موقع انگار کتيبه ي خدا رو به خوشبختي ما داشت ورق مي خورد، همه فرشته هاي آسموني رو به قبله وحدانيت عشق برامون سجده کردن. و چند لحظه بعد همه ابرها برامون يه دريا لبخند فرستادن . از اون روز ديگه دستهام از ياد نيلوفرهاي آبي غاف....
![]()
زندگي گل زردي است به نام غم
فرياد سياهي است به نام آه
رشته کوهي است به نام آرزو
و رودخانه اي است به نام عشق
که به درياي صفا مي ريزد
زندگي يعني عشق ، محبت ، اميد و آرزو
که در آخر به بياباني به نام وداع منتهي مي شود