مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه !
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-
گفتی " ای یار " . گفتم " زهره مار " . گفتی " ای نور " . گفتم " مردشور " . گفتی " از غم دوریت بیمارم " . گفتم " به من چه مگه من پرستارم؟
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
وقتي به قيافه تو فكر مي كنم.................... به شوخ طبعي خدا پي مي برم !!!
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
يارو هر روز زنشو كتك ميزده آخرش يه روز زنه شاكي ميشه ميره خونه باباش باباشم ميگيره دختر شو حسابي كتك ميزنه ميگه برو به شوهرت بگو اگه تو دختر منو ميزني منم زنتو ميزنم.
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
خداوند عشق را افرید ... تا پلیس 110 بیکار نباشد.
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
سال روز تولد يگانه منجي عالم مستي . اختر تابناك عيش و نوش . عشق و حال ذكرياي رازي بر همه الكلي هاي بالاي 55 درصد به بالا مبارك باد .
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
مضرات امتحانات :
1- افزايش بار علمي به طور نا خواسته !
2- كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !
3- رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان !
4- افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!)
5- چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي !
6- سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب!
7- فزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!!
8- ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!!
سلام عزیزان چند وقتیه بود که مطلب طنز تو وبلاگ نگذاشتم اونم به دلایلی که خودتون بهتر میدونین بود حالا براتون گذاشتم برین حال کنین . راستی اگه من توی وبلاگ چیزی می نویسم در زمینه طنز فقط قصدم اینه که دور از روزگار نامرد لبخندی را بر روی لبان شما بنشانم و قصد توهین به هیچ ملت و قوم و مذهبی و ... رو ندارم . خب بریم سراغشون :
يه تركه ميره كليسا به كشيش ميگه من مي خوام از مسلمان بودن دست بكشم بعد بشم مسيحي كشيش ميگه اين كه كاري نداره من برق هارو خاموش ميكنم هر چي گفتم تكرار كن همه رو بهش ميگه و تمام ميشه همين كه لامپ رو روشن ميكنه تركه ميگه: الهم صل علي محمد وال محمد
و خدا شیطان را گفت انسان را سجده کن.... شیطان گفت نمیکنم و خدا گفت : انت یغلط یعنی : توووووووو غــــلــــــــــط مــــــــکـــــــنـــــی!!!
اگه منو دوس داری که هیچ ... اما اگه دوس نداری.... . . . . . . . توووووووووو غـــــــــلــــــــــــــــط میکنــــــــــــــــــــــی...!!!
تو مثل خورشید میمونی...میدونی چرا؟ چون از همون نگاه اول می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!!!
به آدم ميگن حوا رو دوست داشتي ؟ ميگه چاره ديگه اي نداشتم
معادلات و آمارها
يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد.
يک مرد هرگز نسبت به آينده خود نگران نيست مگر آنکه زن بگيرد.
يک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنکه زنش بتواند خرج کند پول دراورد.
يک زن موفق کسي است که بتواند يک چنين مردي را به تور بزند.
خوشبختي
زن براي آنکه با مردي احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي درک کند و مقدار کمي هم دوست داشته باشد.
مرد براي آنکه با زني احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي دوست داشته باشد ولي هيچ وقت در صدد درک او بر نيايد.
شکل ظاهر
مردان به همان وضع ظاهر خوبي که شبها به رختخواب مي روند از خواب بر مي خيزند.
زنان معلوم نيست چرا ظاهرشان از شب تا صبح رو به خرابي مي رود.
تمايل به تغيير
وقتي زني با مردي ازدواج مي کند، انتظار دارد که شوهرش تغيير کند، که نمي کند.
وقتي مردي با زني ازدواج مي کند انتظار دارد که همسرش تغيير نکند، که مي کند.
تکنيک مباحثه
يک زن در هر مباحثه اي حرف آخر را مي زند.
هر چيزي که مرد بعد از آن حرف آخر بر زبان آورد ، خود سر آغاز مباحثه جديد ديگري است.
اززبان خانومی که شوهرشوترک داده:من بعدازخوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به واداركردن شوهرم به ترك سيگاركردم وبسرعت برگه اي برداشتم ومطالب زيررودراون نوشتم وبه دريخچال چسبوندم. از امروزتصميم گرفتم تورو به ترك سيگارواداركنم وبه همين خاطر قوانين زيراز همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
قانون شماره1:هرروزي كه لباسهات بوي سيگاربده به يكي ازمجازاتهاي زير(البته به انتخاب خودت) محكوم ميشوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!
قانون شماذه 2:گه توي جيبت كبريت ياسيگارپيداكنم، يكي ازچهارعمل زيرروباز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- باهمون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره:خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم
سلام دوست عزيزصميمانه اميدوارم كه درسال جديد پله هاي ترقي رويكي يكي طي بكشي.
وقتي به قيافه تو فكر مي كنم.................... به شوخ طبعي خدا پي مي برم
سلام دوستان امروز مي خواهم براتون طنز بزارم ولي اينو بگم كه در اين وبلاگ قصدم توهين به هيچ اقليت و مذهب و .... نيست فقط سرفاً براي گذروندن اوقاتي خوش دور از وقايع تلخ روزانه و دركنار هم بودنه پس خواهشاً به كسي بر نخوره ممنون عزيزان و حالا مطلب طنز امروز :
مژده مژده المپيک حوزه علميه قم آغاز شد: از علاقه مندان دعوت مي شود در رشته هاي 1- طناب زني با عمامه 2- پرش از حوض با عبا 3- پرتاب مهر 4 - وضو سرعتي 5- دو صد متر با نعلين 6- نماز استقامت 7- خوردن لوبيا و نگه داشتن وضو 8- بالا رفتن از منبر با چشم بسته شرکت نمايند. ضمنا به برندگان به قيد قرعه يک دست عبا ضد گلوله مع عمامه و مدال منقوش به تمثال مقام معظم رهبري به رسم يادبود اهدا خواهد شد
سلام دوست عزيز صميمانه اميدوارم كه در سال جديد پله هاي ترقي رو يكي يكي طي بكشي.
نفرین سال ۱۳۸۵ >>> اینه که تو قزوین بند کفشت باز بشه
اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی ... گریه می کردم ... می دونستم بدون تو خوابم نمیبره ... بی تو آروم و قرار نداشتم ... دوست دارم " پستونک!!!!
گفتی " ای یار " . گفتم " زهره مار " . گفتی " ای نور " . گفتم " مردشور " . گفتی " از غم دوریت بیمارم " . گفتم " به من چه مگه من پرستارم؟
دستامو دور کمرت حلقه می زنم لبامو رو لبات می زارم عصاره وجودت را می مکم و داد می زنم دوست رادم شيشه نوشابه !!!!! ![]()
اون چیه که زنها باز می کنند و مردها مجبورند بریزند توش ؟!!!
بابا كجا ميري فكر بد نكن منحرف اون حساب بانکيه
يه مرده به رفيقش ميگه : ببين، من هر وقت با زنم دعوا مي كنم، هميشه حرف آخر رو من مي زنم و اون هيچي نميگه. رفيقش ميگه : بابا دمت گرم ، كارت خيلي درسته، حالا اون حرف آخر چيه؟ ميگم: "غلط كردم![]()
![]()
- حاج آقا(قاضي): خودتونو كامل معرفي كنيد...
- شوهر: كاظم! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتري! ديلپم ردي! ۲۳ ساله!
- زن : نازيلا! ليسانس هنرهاي تجسمي از دانشكده سيكتيروارد فرانسه! ۲۰ ساله!
- حاج آقا : چه جوري با هم آشنا شديد؟
- شوهر : عرضم به حضور اَن ورت حاجي! ايشون مارو پسند كردن! مام ديديم بد گوشـــتيه گرفتيمش!!!
- زن: حاج آقا ميبينين چه بي چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست!
- شوهر: حاجي چرت ميگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بي گناهيه كامل!
- حاج آقا : جرمت چي بود؟
- شوهر : حاجي جرم كه نمشه بهش گفت! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ... مختوم النسلش كردم !
- زن : حاج آقا ميبينين چقد بي احساسه !
- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلي تقاضايه طلاق كردين ؟
- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولي اين آقا اصلا عوض نشده !
- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجي بده اصالتمو از دست ندادم ؟
- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟
- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !
حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!
- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !! اونو نپوش ! حاجي طاقت مام حدي داره !
- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!
- شوهر : حاجي ميخوايم بريم خونه اون باباي قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزني ! به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولي پايين رفتنش با شابدوالعظيـــمه ! حاجي ما از بچگي عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !
- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !
- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواري نپوش ! يكي مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!
- شوهر : حاجي من اصن بدون زيرشلواري خوابم نمبره ! بابا چارديواري اختياري ! راستش اينجا جاش نيست ولي باباي خدا بيامرزم ميگفت :
- حاج آقا : خدا بيامرزتش !
- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعي كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــني !! يكي سيغار ! يكي زيرشلواري ! حاجي جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته ! آخه خداييـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!
- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعي كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !
- شوهر : حاجي رفته واسه من معلم خصوصي گرفته ! فارسي را درست صوبت كنيم ! ديــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم ! حاجي خسته مونده از سر كار ميام خونه به جاي چايي واسه من كافي شاپ مياره ! درســته آخه ؟! حاجي از وقتي گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده به خورده ما!!! لازانتـيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتي و از اين آت آشغالا. حاجي هركي يه سليقه اي داره ! خب منم عاشق آب سيرابي با كيك تيتاپم !!!
- زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...
- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسي نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!
-حاج آقا : خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگي و اقتصادي داشتين چرا با هــــــــم ازدواج كردين ؟؟!!
- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم...
سلام دوستان دیروز یکی از بچه ها برام این آفو گذاشته بود دیدم قشنگه براتون گذاشتم
روزی بود روزگاری نداشت. جنگلی بود که درخت نداشت. شکارچيی بود که تفنگ نداشت. روزی اين شکارچی با تفنگی که فشنگ نداشت آهويی شکار کرد که سر نداشت. انداختش تو کيسه ايی که ته نداشت. اين شعر شاعری داشت که اسم نداشت. اگرچه اين شعر سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو داشت ![]()