پروردگارا
خود را تقدیم تو میدارم ,
با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی .
از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم .
مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانیکه با قدرت تو , عشق تو و راه تو یاریشان خواهم داد .
باشد تا همیشه بر اراده ات گردن نهم .
آمین یا رب العالمین
سلام به همه عزیزان
بنا به دلایلی با پایان سال 85 عمر وبلاگ جونیور هم به پایان رسید
عزیزانی که دوست دارن دوباره با هم باشیم می تو نن به وبلاگ جدید من سر بزنن و اگه دوست داشتن باز هم باهم تبادل لینک داشته باشیم خبرم کنن به امید دیدارتون
آدرس وبلاگ جدید : http://TREMOR8.blogfa.com
آدرس میل جدیدم : TREMOR8@yahoo.com
مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود
اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پخت
يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟
به روي خودم نياوردم ، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت ايي يي يي .. مامان تو فقط يك چشم داره
فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..
كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو بخندوني و خوشحال كني چرا نميميري ؟
اون هيچ جوابي نداد....
حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم ، چون خيلي عصباني بودم .
احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت
دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداسته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي...
کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش قانون هايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...، کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم مي شود ويران دلم ...، کاشکي دل ها همه مردانه قسمت مي شدند.
روزي مردي عقربي را ديد که درون آب دست و پا مي زند، تصميم گرفت عقرب را نجات دهد اما عقرب انگشت او را نيش زد. مرد باز هم سعي کرد عقرب را از آب بيرون بياورد اما عقرب بار ديگر او را نيش زد. رهگذري او را ديد و پرسيد : چرا عقربي را که نيش مي زند نجات ميدهي؟ مرد پاسخ داد: اين طبيعت عقرب است که نيش بزند ولي طبيعت من اينست که عشق بورزم. چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتاً نيش ميزند؟
سخناني در مورد انديشه و تفکر از بزرگان
وسعت دنياي هر کس به اندازه وسعت انديشه اوست. ( نيچه )
به ياد داشته باش هروقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن چون کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت نه به خاطر منافع خودش این را به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف ميزنند باور کن که با او هرگز تنها نيستي هرگز. فقط کافي است عاشقانه به آسمان نگاه کني چون وجود کسی را احساس می کنی که اگر ادعای دوستی می کنه تا آخرش هست آگه یا علی میگه تا آخرش هست اگه اصرار میکنه بیا به من تکیه کن این جوری نیست که تا تکیه بدی تمام وجودت بسوزه چون به جای شانه های محکمش نوک تیز خنجری رو احساس می کنی که برای زخمی کردنت گذاشته بودن پس تا دیر نشده بیا نزار بیشتر زخمی بشی بیا با من به آسمان بنگر که هیچ جایی به پاکی آسمان نیست
سلام دوستان اميدوارم كه هر كجا هستين هميشه خوش و خرم وشاداب باشيدومرابه خاطر دير آپ كردن ببخشيد.خب براي اين هفته يك شعر بسيار زيبا مي گذارم اميدوارم كه خوشتون بياد...
همه ی بهشت هافدای تو.تاکی می توانم تورابسرایم؟تا وقتی که آخرین ستاره رابشمارم؟یا وقتی همه ی درختان به پرواز در آیند؟تا کی می توانم تورادوست داشته باشم؟تاوقتی که بهشت ادامه دارد؟یاوقتی همه ی کبوترها به هوای تو بال می زنند؟تا کی می توانم در آغوش مهربان تو بگریم؟تاوقتی که نهالی طرد و شکننده ام؟یا وقتی سنگین ترین برفها روی سرم نشسته است؟در پیچ و خم گیسوانت ردپای کودکی من پیداست.دستهای تو هنوز بیوی لالایي می هد،بوی پونه،بوی خوب شکفتن،بوی گریه های گاه وبی گاه من.برای سرودن توبایدواژه های تازه ای به دنیا آیند.واژه هایي که هیچ کس نشنیده است واژه هایي که هیچ شاعری در دفترش ننوشته است.ای با شکوه ترین فرشته عالم!ای همه ی بهشت ها فدای تو!ای همه ی سرنوشتها در خطوط پیشانی ات پنهان!ای شمیم رویا در روستای کودکی!تمام سلام های جهان برای ستایش تو کم است.درود همه ی رودها بر تو
تقديم به تنهاترين دلدار دلم و همه بازديدكنندگان مهربانم
سلام عزیزان رحلت حضرت رسول اکرم و شهادت حضرت امام حسن مجتبی و همچنین شهادت امام رضا (ع) رو به همه خوانندگان و شیعیان تسلیت می گویم.
اين چه شمعي است كه عالم همه پروانه اوست ![]()
بزرگترين نصيحت دنيا : كسي رو براي دوستي انتخاب كن كه دلش اونقدر بزرگ باشه كه تو نخواي براي جا شدن تو دلش خودت رو كوچك كني... ![]()
![]()
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. امابه ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!!!